کلا

Farsça کلا nedir, Farsça - Farsça sözlük کلا ne demek?

[ کُ ] (اِ) کلاه. رجوع به کلاه شود.

[ کُ ] (اِ) درختی است از دستهٔ «استر
کولیاسه» و از تیرهٔ پنیرکیان و بومی نواحی
استوایی قارهٔ افریقاست و دانه های آن محتوی الکالوئیدهای محرک است. (از
لاروس). دانه های آن حس گرسنگی و
تشنگی را می برد (گل گلاب). ...

[ کَ ] (اِ) وزغ. غوک. (ناظم الاطباء).
وزق و غوک. (برهان). اسم فارسی ضفدع.
(فهرست مخزن الادویه). وزغ که آن را بگ
نیز گویند و غوک نیز خوانند. (انجمن آرا)
(آنندراج). و رجوع به کلااو شود. || کوزهٔ
بزرگ ...

[ کَ ] (پسوند) به پارسی و تبری، قریه و
دیه و محله را نیز گویند. (انجمن آرا)
(آنندراج). در بعض اسامی امکنهٔ گیلان و
مازندران این کلمه به آخر می پیوندد، و شاید
در اصل قلعهٔ عربی همین کلمه باشد. مزید
مؤخر امکنه چنانکه ...

[ کِ ] (ع اِ) لفظ موضوع برای معنی تثنیه
و در این حالت بدون اضافت مستعمل
نمی شود. (غیاث) (آنندراج). هردو. (منتهی
الارب): علی کلاالتقدیرین، برهردو تقدیر.

[ کَ لْ لا ] (اِ) کله. سر. || کلم. (ناظم
الاطباء).

[ کَ لْ لا ] (ع حرف، ق) حرفی است که
در زجر و ردع استعمال می شود. (منتهی
الارب). نه چنان است. (ترجمان القرآن)
(ناظم الاطباء). حرف است برای رد سخن
پیشین، حاصل معنی آن این است که نه چنین ...

[ کُ لْ لَنْ ] (ع ق) در فارسی قید بکار
رود. همگی. همه. طراً. تماماً. بتمامی.
یکسره. یکباره. بالمرة. بالتمام. مقابل بعضاً.
قاطبة. جمیعاً.کافةً. چنانکه: «کلاً ام بعضاً»
(یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

(کُ) (اِ.) وزغ ، غوک .

(کَ لّ) [ ع . ] (حر.) حرف رد و انکار به معنی چنین نیست .

(کُ لَّ نْ) [ ع . ] (ق .) تماماً، همه .


Farsça - Farsça sözlüğünde Farsça کلا kelimesinin Farsça manası nedir? Farsça dilindeki کلا kelimesinin Farsça dilindeki manasını yukarıda okuyabilirsiniz. کلا diğer dillerde anlamlarına aşağıdan ulaşabilirsiniz.

Was this article helpful?

93 out of 132 found this helpful