ایوب
Farsça ایوب nedir, Farsça - Farsça sözlük ایوب ne demek?
[ اَیْ یو ] (اِخ) (۵۶۸ هـ . ق.) نجم الدین.
اولین از ملوک ایوبی بود. وی در قاهره
درگذشت و در مدینهٔ منوره دفن شد. رجوع به
اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۸۱ چ سوم شود.
[ اَیْ یو ] (اِخ) ابن قاسم الرقی. یکی از
نقله و مترجمین از سریانی به عربیست. از
جمله ترجمه های او ترجمهٔ ایساغوجی است.
(ابن الندیم).
[ اَیْ یو ] (اِخ) (۶۰۳ -۶۴۷ هـ . ق.) ابن
محمدبن ابی بکربن ایوب مکنی به ابوالفتوح و
ملقب به نجم الدین، ملک الصالح. از کبار
ملوک ایوبی به مصر است. وی در قاهره متولد
شد و در ...
[ اَیْ یو ] (اِخ) ابن زید بن قیس زراره
هلالی (متوفی در ۸۴ هـ . ق.). یکی از بلغای
روزگار و خطیب معروف زمان خود بود. به او
مثل زنند «ابلغ من ابن القربه». وی به
عین التمر که ...
[ اَیْ یو ] (اِخ) (۹۹۴ -۱۰۷۱ هـ . ق.)
ابن احمد خلوتی. شیخ و بزرگ متصوفین بود.
اصل وی از بقاع العزیزی در شام است. در این
محل تولد و نشو و نما یافت و به دمشق ...
[ اَیْ یو ] (اِخ) ابن ابی تمیمه کیسان
سختیانی بصری (۶۶ -۱۳۱ هـ . ق.) از بزرگان
و فقهای عصر خود بود. تابعی است و از
پرهیزگاران و زهاد بشمار میرود و از حفاظ
حدیث و مردی ...
[ اَیْ یو ] (اِخ) ابرش بغدادی. یکی از
اطبای اوایل مائهٔ سیم هجری است. از افاضل
این طبقه و مهرهٔ این سلسله است. وی معاصر
با معتصم و واثق و متوکل عباسی است و از
زمرهٔ اطبائیست که در زمان هارون ...
[ اَیْ یو ] (اِخ) پسر خواجه ابوبکر
است که قاضی سمرقند بود، و خواجه ایوب
همچون پدرش جامع فضایل و کمالاتست و
شعر نیز میگویند. غزل:
میی که ساقی خونین دلان بجام انداخت
پی خرابی عشاق تلخکام انداخت
رمیده بود از ...
[ اَیْ یو ] (اِخ) نام پدر سلطان
صلاح الدین ایوبی مؤسس سلسلهٔ ایوبیان.
رجوع به صلاح الدین شود.
[ اَیْ یو ] (اِخ) در لغت به معنی برگشت
بسوی خداست و ایوب کسی است که در
سرزمین عوص زیست کرد. (کتاب ایوب
۱۰۱). اولین دفعه این اسم توسط حزقیا نام
برده شده است و او در حالت تیریازخ ...
Farsça - Farsça sözlüğünde Farsça ایوب kelimesinin Farsça manası nedir? Farsça dilindeki ایوب kelimesinin Farsça dilindeki manasını yukarıda okuyabilirsiniz. ایوب diğer dillerde anlamlarına aşağıdan ulaşabilirsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful