مضر

Farsça مضر nedir, Farsça - Farsça sözlük مضر ne demek?

[ مِ ] (ع ص) رايگان: ذهب دمه خضراً و
مضراً؛ يعنی رايگان رفت خون او. از اتباع‌
است. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از
آنندراج). و رجوع به مادهٔ بعد معنی دوم شود.

[ مَ ضِ ] (ع ص) شير ترش زبان‌گز و
سخت سپيد. (منتهی الارب) (از اقرب‌
الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ذهب‌
دمه خَضِراً مَضِراً؛ ای هدراً. (منتهی الارب).
به رايگان رفت خون او. (ناظم الاطباء) (از
اقرب الموارد).۱ || خذه خَضِراً ...

[ مَ / مَ ضَ ] (ع مص) ترش و زبان‌گز
گرديدن شير و سخت سپيد گشتن: مضر اللبن‌
مَضْراً و مَضَراً و مُضوراً؛ ترش و زبان‌گز گرديد
شير و سخت سپيد گشت، و همچنين است‌
مضرالنبيد. (از منتهی الارب) (از اقرب‌
الموارد) (از ...

[ مُ ضِ‌رر ]۲ (ع ص) زيان‌کار. (منتهی‌
الارب) (از اقرب الموارد). ضرر رساننده.
زيان‌رساننده. گزندرساننده و زيان‌کار. (ناظم‌
الاطباء): و اين مهلت به انواع مضر همی‌
بود. چه از همه قوی‌تر اخراجات خزينه بود.
(چهارمقالهٔ نظامی ص‌41).
که در اين زندان بماند مستمر
ياوه‌تاز و ...

[ مُ ضَ ] (اِخ) قبيله‌ای از عرب.
(يادداشت به خط مرحوم دهخدا). اجداد
رسول اکرم از اين قبيله‌اند. (از تاريخ گزيده‌
ص‌126 و 132). عدنانيها به دو شاخه منقسم‌
می‌شوند به نام دو پسر عدنان: «عک» و
«معد»... معدی‌ها قبائل بسيار پيدا کرده‌اند و
دو ...

[ مُ ضَ ] (اِخ) رجوع به مضربن نزار. و
رجوع به مضريه شود.

[ مُ ضَ ] (اِخ) ابن نزاربن عدنان. جد
طايفهٔ مضر که نسب حضرت رسول(ص) باو
ميرسد. (از اعلام زرکلی ج 3 ص‌1047). و
رجوع به مضر و معجم قبائل عرب ج 3
ص‌1107 شود.

(مُ ض رُ) [ ع . ] (اِفا.) ضرر رساننده ، زیان آور.


Farsça - Farsça sözlüğünde Farsça مضر kelimesinin Farsça manası nedir? Farsça dilindeki مضر kelimesinin Farsça dilindeki manasını yukarıda okuyabilirsiniz. مضر diğer dillerde anlamlarına aşağıdan ulaşabilirsiniz.

Was this article helpful?

93 out of 132 found this helpful