کف
Farsça کف nedir, Farsça - Farsça sözlük کف ne demek?
[ کَ ] (اِ) سیاهی بود که مشاطگان بر
ابروی زنان کنند. (لغت فرس اسدی چ اقبال
ص ۲۴۸). چیزی باشد که مشاطگان بر ابروی
عروس مالند. (برهان). سیاهی که مشاطگان
بر ابروی زنان مالند. (فرهنگ رشیدی) (از
فرهنگ اوبهی). کحل. ...
[ کَ ] (اِ) چیزی غلیظ که بر روی آب
می نشیند و از جوش و غلیان دیگ بهم
می رسد و آن را به عربی رغوه می گویند.
(برهان). آنچه از جوشش دیگ بر روی آب یا
گوشت و امثال ...
[ کَ ف ف / کَ ] (ع اِ) پنجه. (منتهی
الارب) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن)
(مهذب الاسماء) (زمخشری) (غیاث). دست،
یا دست تا بند دست، گویند «مد الیه کفَّهُ
لیسأله» یا راحت با انگشتان.گویند از آن بابت
کف گفته ...
[ کُ ] (اِ) درخت زیزفون، در اصطلاح
زبان دیلمان و لاهیجان. (از جنگل شناسی
ساعی ج ۱ ص ۱۷۹). و رجوع به همین کتاب
و زیزفون شود.
[ کَ ف ف ] (ع مص) بازایستادن و
برگردیدن. (منتهی الارب). بازایستادن.
(ترجمان القران) (تاج المصادر بیهقی).
واایستادن. (مصادر زوزنی). بازداشته شدن.
منصرف گشتن. (از ناظم الاطباء). اندفاع.
انصراف. امتناع. (از اقرب الموارد).
|| بازایستانیدن. راندن. (منتهی الارب).
بازداشتن. (ترجمان القرآن). ...
(کَ) [ ع . ] (اِ.) سطح داخلی دست یا پا که تقریباً گود است . ج . کفوف . ؛ ~ دست
خود را بو کردن کنایه از: علم غیب دانستن (بیشتر به صورت استفهام انکاری به کار
رود).
( ~ .) [ ع . ] (مص م .) بازداشتن ، منع کردن .
( ~ .) [ په . ] (اِ.) 1 - انبوهی از حباب - های ریز که به هنگام جوشیدن آب در آن
به وجود می آید. 2 - حباب های ریز سفید رنگی که در اثر ترکیب مواد شوینده و آب پدید
می آید. ؛ ~ به دهان آوردن کنایه از: سخت خشمگین شدن .
Farsça - Farsça sözlüğünde Farsça کف kelimesinin Farsça manası nedir? Farsça dilindeki کف kelimesinin Farsça dilindeki manasını yukarıda okuyabilirsiniz. کف diğer dillerde anlamlarına aşağıdan ulaşabilirsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful