جناب

Farsça جناب nedir, Farsça - Farsça sözlük جناب ne demek?

[ جَ ] (اِخ) موضعی است بعراض
خیبر و سلاح و وادی القری، و گویند از منازل
بنی مازن است، و نصر گوید: جناب از دیار
بنی فزارة بین مدینه و فید است. بعضی از
شاعران عرب در شعر خود از ...

[ جَ ] (اِخ) موضعی است در سرزمین
کلب در سماوة بین عراق و شام. (معجم
البلدان).

[ جُ نْ نا ] (ع ص، اِ) جِ جانب، بمعنی
کرانه و بیگانه و غریب و نافرمان. (منتهی
الارب). رجوع به جانب شود. || رفیق
هم پهلو در رفتن. (منتهی الارب) (اقرب
الموارد).

[ جُ ] (ع اِ) بیماری ذات الجنب.
(منتهی الارب) (اقرب الموارد).

[ جِ ] (ع اِ) داغ که بر پهلوی شتر نهند.
(منتهی الارب). || ریسمانی را گویند که
بر گردن چاروا بندند و هر جا که خواهند
ببرند. (برهان): فرس طوع الجناب؛ یعنی اسبی
است فرمانبردار. (شرح ...

[ جَ نْ نا ] (اِ) شرطی و گروی باشد که
دو کس با هم بندند. (برهان). جناغ (عامیانه).
(حاشیهٔ برهان چ معین):
راست گفتی عتاب او بر من
هست ازبهر بردن جنّاب.
فرخی سیستانی (از لغت فرس ص ۳۰).

...

[ جَ ] (ع اِ) درگاه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آستانهٔ خانه. (فرهنگ
برهان). ج، اَجْنِبه. || پالان. (منتهی
الارب). || کرانه. (منتهی الارب) (اقرب
الموارد). گرداگرد و کنار و گوشهٔ سرا ...

(جَ) [ ع . ] (اِ.)1 - درگاه ، آستانه . 2 - واژه ای ا ست که برای احترام ، پیش از
نام بزرگان گفته می شود.


Farsça - Farsça sözlüğünde Farsça جناب kelimesinin Farsça manası nedir? Farsça dilindeki جناب kelimesinin Farsça dilindeki manasını yukarıda okuyabilirsiniz. جناب diğer dillerde anlamlarına aşağıdan ulaşabilirsiniz.

Was this article helpful?

93 out of 132 found this helpful